می خواهم تهران را خلاصه برایت بگویم
می خواهم رازی را بی واسطه برایت بجویم
نه از مردم بلکه تعریف کنم از درخت ها
دیربازها مردم تن میکردند از عشق رخت ها
باید از شوق و شور پنهان جوانی گفت
که جوانی هیچ وقت آن را نفروخت مفت
تهران را باید از جنوب شناخت تا شمال
تفاوتی را بین مردمش نیست جز مال
شاید تهران ما دیگر چهارسویی ندارد
آسمان شهر دیده نیست ستاره ببارد
تهران را دیگر نمی توان گفت ز مردم سخن
زمان مگر چقدر گذشت، رسم ها ندیده ام من
انگار قصه های تهران را کرده اند پاک
انگار قصه نویس هایش را کرده اند خاک
پوریا اقدم پور
برچسب:
نویسنده: ساناز سامانی
تاريخ: دوشنبه
29 شهريور
1395 ساعت: 15:00