
ره عشق بلند و پستی داردعاشقانی در این هستی داردما که سهمی نداشتیم ، حیفبدان شانس نیز دستی دارد. پوریا اقدم پور...
ادامه مطلب
در این عشق به هر حال به چند هیچ رسیدم در این شعر به هر راه به چند پیچ رسیدم به هر روی و به هر زور ، گفتمت ای مراحم به هر جور و به هر نحو ، گفتی ام ای مزاحم از این به هر شب، برفتم به هر جا از این راه به هر باغ ، زدم سر به فردا شاید تو را از من خبر بسیار بود شاید تو را از من فقط چشم یار بود من از غم، تو را فکرت به هر فرط من از غم، تو را ذکرت به هر شرط به هر جا و به هر راه و به هر فال به هر رؤیت، به هر سویت زنم بال تو را گر نتوانم ، بگیرم در آغوش تو را از دنیا جدا، نکردم فراموش نشد باز بینمت این بار به هر دام برفتم، که فریاد کنم از تو به هر بام پوریا اقدم پور...
ادامه مطلب