
می خواهم تهران را خلاصه برایت بگویممی خواهم رازی را بی واسطه برایت بجویمنه از مردم بلکه تعریف کنم از درخت هادیربازها مردم تن میکردند از عشق رخت هاباید از شوق و شور پنهان جوانی گفتکه جوانی هیچ وقت آن را نفروخت مفتتهران را باید از جنوب شناخت تا شمالتفاوتی را بین مردمش نیست جز مالشاید تهران ما دیگر چهارسویی نداردآسمان شهر دیده نیست ستاره بباردتهران را دیگر نمی توان گفت ز مردم سخنزمان مگر چقدر گذشت، رسم ها ندیده ام منانگار قصه های تهران را کرده اند پاکانگار قصه نویس هایش را کرده اند خاک پوریا اقد...
ادامه مطلب
می خواهم تهران را خلاصه برایت بگویممی خواهم رازی را بی واسطه برایت بجویمنه از مردم بلکه تعریف کنم از درخت هادیربازها مردم تن میکردند از عشق رخت هاباید از شوق و شور پنهان جوانی گفتکه جوانی هیچ وقت آن را نفروخت مفتتهران را باید از جنوب شناخت تا شمالتفاوتی را بین مردمش نیست جز مالشاید تهران ما دیگر چهارسویی نداردآسمان شهر دیده نیست ستاره بباردتهران را دیگر نمی توان گفت ز مردم سخنزمان مگر چقدر گذشت، رسم ها ندیده ام منانگار قصه های تهران را کرده اند پاکانگار قصه نویس هایش را کرده اند خاک پوریا اقدم پور...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب