
از وقتی که شروع کار به فهمیدن کرده ام، پاییز اولین فصل من در سال بود و تابستان آخرین فصل. پاییز را دوست داشتم چون سوز سرمای شب هایش طوری بوده که پنجره را باز می گذاشتم و با پتو خود را گرم می نمودم و به هوای روح نواز صبحش فکر میکردم.پاییز را دوست داشتم چون روز هایش با کلاس و درس و دوست هایم و شب هایش با تکالیف بی پايانم به سر می رسید . حتی پاییز را دوست داشتم چون می گفتم یک ساعت بیشتر می خوبم!پاییز را دوست داشتم .چون مانند برگ ها ، اشک هایم می ریخت و کسی نه به برگ ها و نه به اشک ها توجه خاصی ند...
ادامه مطلب
از وقتی که شروع به فهمیدن کرده ام، پاییز اولین فصل من در سال بود و تابستان آخرین فصل.پاییز را دوست داشتم چون سوز سرمای شب هایش طوری بوده که پنجره را باز می گذاشتم و با پتو خود را گرم می نمودم و به هوای روح نواز صبحش فکر میکردم.پاییز را دوست داشتم چون روز هایش با کلاس و درس و دوست هایم و شب هایش با تکالیف بی پايانم به سر می رسید .حتی پاییز را دوست داشتم چون می گفتم یک ساعت بیشتر می خوبم!پاییز را دوست داشتم .چون مانند برگ ها ، اشک هایم می ریخت و کسی نه به برگ ها و نه به اشک ها توجه خاصی نداشتند و به فال نیک می گرفتند.تا دو سال پیش پاییز را دوست داشتم چون کسی ...
ادامه مطلب
#نيكى_فيروزكوهى از كتاب: پاييز صد ساله شد...
ادامه مطلب